نوشتار

یادداشتی از مهدی یارمحمدی، بر اجرای “ترمیم”

ترمیم اجرایی است از مهدی گلناری و حامد امیرلو، در دهمین دوره جشنواره دانشجویی تئاتر سوره، که به تنهایی مخاطب در فضایی تدارک دیده برای در آسوده گی تنها بودن و تنها ماندن، خوش آمد می گوید.

ترمیم تلاش می کند تا با طراحی یک اجرای مکانمند، فرصتی برای در تنهایی اندیشیدن، خوردن، خوابیدن، نقاشی کشیدن و حتی سیگار کشیدن مخاطبش، که البته اجراگرش نیز هست، خلق کند.

اجرایی که خلق امکانی است برای مواجهه و گفت و گو با آنکه و یا آنچه در ذهن، دل و خاطره مخاطبش، به شکلی آزاردهنده بجای مانده است.

ترمیم از چیدمان مناسبی بهره نمی گیرد اما بعنوان یک کار خلاق با بضاعت دانشجویی، تلاش می کند تا در دنیای رسانه های تعاملی امروز، تعامل را در مواجهه مخاطب با خودش در تنهایی و به شیوه ای ایزوله بازتعریف کند. از این زاویه دستاوردش شاید ترمیم رابطه ای است که مخاطب با خودش داشته و در شلوغی و هجمه رسانه های مجازی امروز به فراموشی سپرده شده و یا در کمرنگ ترین شکل ممکن به رابطه ای غیر واقعی (مجازی) تقلیل یافته است.

گویی در دنیای امروز و در خلال مناسباتش، رابطه مخاطب با خودش که بنیاد هر رابطه دیگری را معنا می بخشد، رابطه ای غیر واقعی و مجازی است و دیگر رابطه های مجازی اش شکلی واقعگرایانه به خود گرفته اند. ترمیم تلاش دارد تا این توافقهای نانوشته ی دنیای مجازی مخاطب را به چالش بکشد، آنهم با خلق فضایی که مخاطب اثر در یک اجرای طراحی شده اجراگر آن چیزی است که کارگردان می خواهد.

به بیان دیگر ترمیم با یک طراحی و چیدمان، نسبت مخاطب ( که اجراگر اثر نیز هست) با خودش و جهان پیرامونش را بیان می کند، و این همه در فضایی شخصی صورت می گیرد.

اجرایی که مخاطبش هم مخاطب است و هم اجراگر و هم شاید طراح نهایی آنچه قرار است در این زمان اتفاق بیفتد، چرا که حتی انتخاب مدت زمان اثر هم بر عهده مخاطب است،  از اینرو اعتبار ویژه ای که ترمیم به فردیت و انتخاب مخاطب برای کشف و مواجهه با این فردیت می بخشد شایسته تأمل و تعمق است.

این اجرا از آنجا که برای یک نفر طراحی شده خود نیاز به ترمیم دارد، چرا که بر این باورم که این اثر می توانست در دستورالعمل پیشنهادی خود به مخاطبی که با این اجرا مواجه می شود، قدری وسیعتر برخورد کند، و در این دستورالعمل از اطلاق عناوینی چون “خالی کردن” و عبارات مشابه پرهیز نماید، و از این طریق ضمن احترام بیشتر به فردیت مخاطب، امکان قضاوت و یا پیش داوری مخاطب با آنچه انجام خواهد داد را پیش نیاورد.

دیگر آنکه طراحی آینه ای که شکسته شده و اجزای آن بشکلی ناموزون و با فاصله در کنار هم قرارداده شده اند، بویژه زنگار گرفتگی آینه تلاشی مضاعف است برای تداعی فاصله مخاطب در ارتباط با خودش، یا فاصله مخاطب و تصویری که از خودش دارد. این موضوع می تواند فضای فردیت مخاطب در این مکاشفه را مخدوش کرده و به این مکاشفه گری مواردی را القا کند که در مسیر این مکاشفه فردی نباشد. از اینرو  این نکته در جهت ایده کلی اثر نیست.

یادداشتی از: مهدی یارمحمدی

دیدگاه خود را ثبت کنید