نوشتار

یادداشتی درباره پرفورمنس شرتولوژی

“شرتولوژی ات را بخوان!”

شرتولوژی کاری از ژروم بل فرانسوی؛ پرفورمنسی است در سه بخش. بازیگری رو به تماشاگر  می ایستد و تی شرت هایی را که روی هم پوشیده از تن در می آورد و پس از مکثی برای نشان دادن آنچه بر روی هر تی شرت تصویر یا نگاشته شده است، این فرآیند تکرار می شود.

در بخش اول؛ اجراگر این کار را با کمترین حرکت، بدون موسیقی و دیالوگ انجام می دهد و تلاش می کند تا با توجه نگاهش به تی شرت ها و مکث قابل تامل نقطه تمرکز اجرا را بر نوشته ها و یا تصاویر روی تی شرت ها بگذارد. نوشته هایی از “ماکائو ۱۹۹۹” تا لوگوی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه. این تمرکز حتی با چرخیدن اجراگر جهت نشان دادن شماره روی یک تی شرت در این بخش تقویت می شود.

در بخش دوم؛ فرآیند بخش اول تکرار می شود اما تلاش اجراگر برای بازنمایی انسانی نوشته های روی تی شرت تمرکز اجرا است. از خواندن عبارات و کلمات روی تی شرت ها تا آواز خواندن و رقصیدن و حتی بازخوانی نت های موسیقی روی یک تی شرت. به نظر من در این بخش تلاش اجراگر در بازنمایی آنچه بر تی شرت ها روایت شده، او را در مسیر بیان کالاشدگی اش پیش می برد.

در بخش سوم؛ فرآیند بخش اول از سر گرفته می شود اما اینبار برای تی شرت هایی که نه نوشته ای بر آنهاست و نه تصویری، و فصل اشتراک آنها یک تنالیته رنگی نزدیک به آبی است. در این بخش تمرکز اجرا با نگاه و صورت اجراگر بر چیزی گزارده می شود که در ظاهر نوشته یا تصویری برای روایت ندارند.

شاید این بار اجرا ما را به بازخوانی آن چیزی دعوت می کند که در بخش اول بوده و اکنون نیست اما انتظار می رود مخاطب پدیدارشناسانه نوشته ای را بر آن ببیند یا تصویری را. این بخش از اجرا که به شکلی تعاملی مطرح می شود می تواند شگرف تر از دو بخش پیشین باشد.

براستی شرتولوژی چه چیزی را جستجو می کند؟ به نظر من شرتولوژی یک پرفورمنس آرت است که در مدت ۲۵ دقیقه و در سه بخش تلاش می کند تا ما را ابتدا به سرزمین دیالوگهای یک تاریخ ببرد. جایی که تن پوش ها بعنوان پوشاننده های اندام انسان روایتگر تاریخی هستند که انسانها بر آن با نوشتن و یا تصویرکردنش بر تن پوشهایشان ارزش نهاده اند.

شاید آنچه بر این تی شرت ها دیده می شود دیالوگ مقاطع مختلف یک تاریخ است و با توجه به شاخصه های انتخاب موجزانه آنها در این پرفورمنس آرت، بتوان آن را خوانشی دیگر باره از تاریخ است. تاریخی که گاه گاه با تصاویر و خاطرات ارجاعی ای که می سازد کامل می شود. روایتی در دل یک روایت دیگر و دیالوگهایی در یک اجرای بی و کم دیالوگ. به نظر من این آن چیزی است که هنرمندانه در این اجرا بازنموده می شود؛ خلق هنر از یک بی نظمی در یک مسیر تاریخی شاید مخدوش! (هرچند پراکنده اما مرتبط و همراه با آشوب).

در بخش دوم اجرا، اجراگر توجهش را از نوشته ها و صرفا نگریستن به آنها به باز اجرای آنها فراتر می برد و به شیوه ای با آن عبارات، تصاویر و کلمه ها یکی شده و همانند نمایی یا بازسازی می کند، که البته آن شیوه همانند نمایی هم جای تامل دارد.

در بخش دوم اجرا تلاش می کند تا دستاوردهایش از بخش اول را که فعال کردن تماشاگرش به در جهت خلق یک هنر بودن است (بجای صرفا دیدن) را با مخاطبی که آن را دریافت کرده و با او همراه شده، سهیم شود. تا مخاطبی که در ادامه این مسیر با او همراهی کرده در خلق جهانی از لذت دیالوگ با این دیالوگها و این بازخوانش تاریخی، سفری دوست داشتنی، لذت بخش و دیگرگونه را تجربه کند.

در بخش سوم اجرا که سرانجام این سفر است، شرتولوژی تلاش می کند مخاطب را به مولف و تئوری او،که دستاوردش شاید کشف یک شرتولوژی دیگر است، نزدیک کند.

اینکه مخاطب بتواند با دیدنی وسواس گونه و نزدیک به نگاه اجرا در بخش اول، بر رو یک تی شرت که چیزی نوشته نشده و یا تصویری ندارد از منظر پدیدار شناسانه اش نوشته یا تصویری ببیند، یا کشف کند که روایت او از اثر است، باز تولید شرتولوژی دیگری توسط مخاطب از شرتولوژی مولف است.

آنچه مهم است اینکه کشف یک شرتولوژی دیگر، توسط مخاطب و در جایی که دیگر نوشته و تصویری نیست و حتی رنگ های تی شرت ها هم به اندازه بخش اول و دوم متمایز نیستند، به طرز غریب و قریبی سوغات سفر بیست و پنج دقیقه ای مخاطب به جهان شرتولوژی ژروم بل است.

یادداشتی از : مهدی یارمحمدی

ششم اسفندماه ۱۳۹۷

دیدگاه خود را ثبت کنید